مرتضى مطهرى
402
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
از موضوع ندارند چون ما بازاءشان نفس همان موضوع است ؛ يعنى همان شيئى كه مصداق موضوع است مصداق محمول است ، نه اينكه موضوع مصداقى دارد و محمول هم مصداقى دارد كه در خارج عارض بر موضوع است . محمول ، مفهومى است كه از حاقّ ذات موضوع انتزاع شده است ؛ يعنى همان ذات موضوع به نحوى است كه عقل مىتواند تكثير كند و يك مفهوم ديگر هم از آن بگيرد ، مثل زوجيت براى اربعه . زوجيت براى اربعه اين گونه نيست كه ما در ظرف خارج 4 داريم و زوجيت يك امرى است كه در خارج به 4 چسبيده است ، همانطور كه سفيدى به جسم چسبيده است ؛ نه ، خود عدد 4 چيزى است كه ذهن از حاقّ ذات او در خارج يك معنى ديگر را انتزاع مىكند . پس زوجيت در خارج وجودى ماوراء وجود موضوع ندارد ، ولى در ذهن يك وجود ذهنى جدا دارد . در ذهن تصور ما از اربعه غير از تصور ما از زوجيت است . بنابراين چون زوجيت در خارج هيچ وجود محمولى و هيچ وجودى جدا از وجود موضوع ندارد و وجودش عين وجود موضوع است لذا مىگوييم وجود محمولىاش فقط در ذهن است ، و چون ما مىگوييم در خارج 4 متصف است به زوجيت ، لذا مىگوييم وجود رابطش در خارج است . حالا كه ما اين مطلب را دانستيم مىتوانيم اجمالا به يك سلسله قضايا پى ببريم كه در اين قضايا ما حكم مىكنيم به ثبوت يك محمولى از براى يك موضوعى كه خود موضوع ثابت است ولى محمول ثابت نيست ؛ محمولى كه ثابت نيست ، براى موضوع ، ثابت است . اين است كه مىگويند : « ثبوت شىء لشىء فرع ثبوت المثبت له لا الثابت » . دليلش هم همين است كه ما از اين گونه مثالها يعنى از اين مفاهيم انتزاعى و عدمى زياد داريم كه ما حكم مىكنيم به ثبوت همهء اين معانى و مفاهيم براى موضوعاتشان در خارج در حالى كه خود اين معانى در خارج هيچ وجودى جز وجود موضوع ندارند ، يعنى همان وجود موضوع منشأ انتزاع اين معنا شده است . اين است مقصود ما از اينكه مىگوييم يك شىء ظرف عروضش ذهن و ظرف اتصافش خارج باشد . بنابراين لفظ « عروض » و لفظ « اتصاف » صرفا يك اصطلاح است و اگر ما مىگوييم « ظرف عروض » و « ظرف اتصاف » نظرمان به وجود محمولى و وجود رابط است .